دو سال گذشت،یک جنایت و دیگر هیچ

از آخرین نوشته هایم در اینجا نزدیک به دو سال می گذرد! و حالا که آنها را بازخوانی می کنم بسیار افسوس می خورم

             افسوس فرصتهای از دست رفته

             افسوس تسلط بی خردی بر تفکر

             افسوس در بتد بودن بهترین انسانها و مسلط بودن پست ترین

             افسوس این که من در کنج این اطاق در سه چهار سال قبل چیزهایی نوشته ام و حالا مدعیان بصیرت و دارندگان همه امکانات اطلاعاتی و امنیتی آن را فریاد می زنند!  چرا؟

تازه فهمیده اند؟ خیر مگر می شود. حکایت دیگری است ، از ما بهتران دانند.

به کدام حق، این اتلاف کنندگان زمان و امکانات کشور هنوز مدعی اند؟ چرا خجالت نزد بعضی تعریف نشده است؟ چرا پررویی نزد برخی بینهایت است؟

طلایی ترین فرصت تاریخ این سرزمین برای آبادی و سازندگی و ساختن زیرساختها برای حدود سی سال آینده با رییس جمهوری یک شیاد خودخواه هتاک و دزدان همراهش به باد رفت در شش سال گذشته معادل همه صد سال قبلش دلار نفتی دشت کرده ایم و در همان حال رشد صفر درصد را تجربه! این یک جنایت است و دیگر هیچ.

در تمام این شش سال دروغ پشت دروغ تحویل خلق الله داده شد از هاله نور گرفته تا ساختن انرژی هسته ای در زیرزمین توسط دانش آموز راهنمایی و آمارهای کذب فراوان و افتتاح های قلابی مثل راه آهن اصفهان شیراز و امثال آن این نیز یک جنایت بود و بس.

  دروغ گناه کبیره نبود تاباندن نور به تاریکخانه رمالان و نابکاران کبیره شد این هم یک جنایت بود و . . .

  دروغ گویان و دزدان بیمه ایران ارتقاء یافتند و منتقدان آنان به زندان رهنمون شدند این هم یک جنایت بود و تمام.

شش سال گذشته در گذر تاریخ بررسی خواهد شد من و شما به تصادف یا سکته و سرطان با این آب و خاک وداع خواهیم کرد و آیندگان خواهند نوشت سیر حوادث در این شش سال یک جنایت بود و دیگر هیچ.

/ 0 نظر / 9 بازدید